|
|
|
|
|
حق هويت بمثابه حق بشري؛ حق هويت و آذربايجان (بررسي حقوق ايران در دوره ي بعد از انقلاب 1357 )* آرتا ساوالانلي[1]ائلدار سوجا[2] تقديم به فريدون ابراهيمي حقوقدان و دادستان كل آذربايجان كه بدست رژيم ديكتاتور و نژادپرست پهلوي اعدام گرديد. مقدمه: ورود به دوران حقوق مدرن آغاز مصائب عظيمي براي ملت آذربايجان بود. اگرچه اولين متن مدون حقوقي برآمده از انقلاب بزرگ مشروطيت، اصولي مانند انجمن ايالتي و ولايتي را براي تداوم فدراليسم سنتي پيش بيني کرده بود اما اصول کافي را براي حمايت از زبان و فرهنگهاي گوناگون ايران تدارک نديده بود. آذربايجان، پيش از دوران مشروطيت اگر چه از لحاظ حقوقي جزئي از پادشاهي قاجار محسوب مي شد اما بصورت دوفاکتو –عملا– از استقلال سياسي، اقتصادي و فرهنگي در برابر ايالت مرکزي برخوردار بود و هويت قومي تورکي در کنار هويت مذهبي شيعي دو ستون حيات اين ملت را تشکيل مي دادند. با وقوع انقلاب مشروطيت که به دلايل اقتصادي، سياسي و تاريخي خاستگاه آن عمدتا آذربايجان و بويژه تبريز بود، اولين متن قانون اساسي با توشيح پادشاه قاجار به رشته تدوين درآمد و بدين ترتيب انقلابي که بر عليه استبداد و با اميد کسب آزاديهاي بيشتر به وقوع پيوسته بود، آرمانهاي خود را در اصول قانون اساسي متجلي کرد. حقوق زباني و قومي که به نظر انقلابيون آرمانگرا غير قابل مناقشه مي نمود در اصول قانون اساسي مشروطيت به سکوت برگزار شد. با ظهور رضاخان بر بستري از ناکاميهاي انقلاب مشروطيت و زمينه هاي مساعد نظام بين الملل، دوره جديدي در حيات آذربايجان شروع شد. ايدئولوژي وي که توسط فرزندش نيز به شدت دنبال شد پان ايرانيسم مبتني بر فارس گرايي افراطي، برتري نژاد آريايي و احياي پادشاهي ايران باستان بود. ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
مـردم ، فـراتـر ا ز نـخـبـگا ن
حرکت ملی آذربایجان ، علیرفم تلاشهای همه جانبه ای که برای رادیکال نمودن آن صورت می پذیرد ، هنوز هم به مسیر مدنی خویش ایمان داشته و در آن مسیر به ادامه راه می پردازد . این حرکت که با فاکت های مختلف آن تعریف میگردد ( مختلف نه به معنای اختلاف دار بلکه به معنای چئشیدلی ) چنان واضح و صریح اعلام مواضع و طریق مینماید که حتی کند فهم ترین و پرعنادترین مخاطب را مجبور به قبول حق و حقیقت مینماید . اجماع تمامی فازهای حرکت ملی در یک جهش اولیه ، برای آزمودن راه های رفته ، موفق مینماید . راز این موفقیت تنها و تنها در ایده ها و آماج های یک سویه ء مردمان در حرکت است . زمانی که مردم همگی میدانند چه میخواهند و چه میکنند ، بالطبع همگی به نتیجه این خواستن و این فعل واقف هستند . تاریخ ملل مملو از جهش هایی است که یا آنها را به پیش برده است و یا به قهقرا سوق داده است . در تمامی این جهش ها دو طیف ( نخبه و عوام ) ثبت بلا منازع است . در جهش هایی که نخبگان پیش رو و راهنما بوده اند ، کم و بیش موفقیت هایی حاصل شده است و هرگاه نخبگان به معامله نشسته اند سهم مردم نادیده گرفته شده است و نخبگان بدون مردم کمتر توانسته اند به ایده نهایی یک جهش دست یابند . و آنگاه که مردم پیش تر از نخبگان در حرکت بوده اند ، معمولا با یک آنارشیسم ، کل حرکت را به باد داده اند . اما استثناهای تاریخی هم در این مورد وجود دارد ........ ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
به یاد روزهای قیام ملت آذربایجان در خرداد ۸۵ این نوشته در آن ایام قیام ومبارزه منتشر شده است . این روزهای خردادی با غم واندوه ویژه ای که نشان از پایان بهار طبیعت دارد ایام بیاد ماندنی در تاریخ جنبش آزادیخواهی ملت آذربایجان خواهد بود واین ملت را به سر منزل مقصود خواهد رساند.ملتی که با داشتن قرنها اقتدار براین مرز و بوم کهن جفایی چون حاکمان معاصرش بر زیر دستانش روا نداشته وهمیشه پیام آور آزادی و افتخار وعزت بوده است . تاریخ گواه از احترام ویژه حکومتهای ترک وآذربایجانی ایران (قاجاریه ، افشاریه ، صفویه ، سلجوقیان وغزنویان و...) بر ملل تحت حاکمیت خویش دارد وادبیات فارسی وعربی وزبان سایر اقوام همسنگ با زبان رسمی این حکومتها (ترکی ) مسیر ترقی وپیشرفت را پیموده واقدامی در جهت استحاله فرهنگی آنان بعمل نیامده است چه بسا اگر دلاور مردانی چون بابک خرم دین شاه اسماعیل وشاه عباس صفوی وسایر حاکمان ترک نبود ایران نیز بسان مصر ، سوریه ، مراکش والجزایر و...هویت اصلی خویش را در اثر سلطه چندین صدساله اعراب از دست می داد. قرن نوزدهم همچنانکه برای بر خی ازملل شروع خوبی نداشت ملت آذربایجان نیز مشمول تحولات بیرحمانه این قرن قرار گرفته وبا پایان یافتن عمر قاجارها مردی بر این سرزمین مستولی گشت که خود واسلافش کینه ای هزاران ساله از ملت آذربایجان داشته وخود را برای انتقام واجحافی عظیم آماده می کرد وتهران که شاهد ندای آزادیخواهانه دلاور مردان آذربایجان چون ستارخان وخیابانی و...بود سریر قدرتش گردید گویا می خواست قصاص فتح تهران در جنبش مشروطه توسط آذربایجانیها را از تک تک فرزندانش بستاند . آن جلاد نشسته در کمین فرهنگ وتمدن ملت آذربایجان ..... ادامه مطلب |
||